دل شکسته
می دونم دروغه عشقه اون دل با من غریبت دلی که بشه اسیرت اینو باورت نمی شه تا نمی شدم یه مجنون تو دروغه سر نوشتت یادته از غم دوری روزی ۱۰۰ دفعه می مردم یادته اون دوست دارم ها ذره ذره ام و می کوبه چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ... همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم ...! با تویی که از کنارم گذشتی... و حتی یک بار هم نپرسیدی، چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!! سادگي را دوست دارم چون با صداقت است هيچ دروغي درآن راه نداردمانندکودکي است که با چشمان معصوم اش به همه نگاه ميکند وبا معصوميت اش هزاران حرف به دنيا ميزند بنام خدایی که برای قلب دوست و برای اثبات دوستی اشک را افرید اگر بار گران بودیم و رفتیم اگر نامهربان بودیم و رفتیم
گرچه این دنیا ندارد اعتباری این را نوشتم تا بماند یادگاری بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم ..... چقدرعجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت برنمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخ که تا ابد قلب تو اروم بگیره میمیرم به کدامین بهانه می ماندم سلام سلامی از قلب شکسته از قلبی دور افتاده همچون کبوتری سبکبال که دراسمان عشق به پروازدرامده است سلامی به بلندای اسمان و به زلال و خلوص چشمه ساران سلامی به لطافت گرمای بهاری سلامی همچو بوی خوش اشنایی سلامی بر خواسته از دل و نشسته بر دل؟؟؟ روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود . زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند. زندگي راز دل مادر من. زندگي پينه ي دست پدر است، زندگي مثل
دیگر به خلوت لحظه های عاشقانه قدم نمی گذارم ، دیگر آمدنت در خیالم آنقدر گنگ است که نمی بینمت ، سنگینی نگاهت را مدتهاست که حس نکرده ام ، من مبهوت مانده ام که چگونه این همه زمان را صبورانه گذرانده ام ؟ وقتی رسیدی و به کلبه ی دلم پا گذاشتی در باورم نمی گنجیدروزی تو را درخلوتم بپذیرم... بیگانه ای بودی هم قفس شده با من... برای خود عالمی داشتی دورترازستاره های دوردست... درسرزمینی که به روح من راهی نداشت... وناگهان ترادرروح خود احساس کردم زندگي كوتاهتر از آن است كه به خصومت بگذرد و قلب ها گرامي تر از آنند كه بشكنند آنچه از روزگار به دست مي آيد با خنده نمي ماند و آنچه از دست برود با گريه جبران نمي شود فردا خورشيد طلوع خواهد كرد حتي اگر ما نباشيم ؟ هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است ولي يادش رفته بود که به من مي گفت تو زندگي من هستي روزي از روزها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه خورشيد در اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا باراني بود و خورشيدي در اسمان معلوم نبود شبي از شبها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه ستاره هاي اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا ابري بود وستاره اي در اسمان نبود خواستم براي از دست دادنش قطره اي اشک بريزم ولي حيف تمام اشکهايم را براي بدست اوردنش از دست داده بودم ........ هر وقت که دل کسي رو شکستي روي ديوار ميخي بکوب تا به يادت باشه که دلشو شکستي هر وقت که دلشو بدست اوردي ميخ را از روي ديوار در بيار اخه دلشو بدست اوردي اما چه فايده جاي ميخ که رو ديوار مونده یه روز از روز خدا ... و امروز روز وصال من بود به عشق دیرین، گاهی که حتی تصورات هم جای واقعیت به خودش رو میگیره.. پس اون روز روز امید خواهد بود روزی که از من ما شدن را میخواهد و ما را با هم بودن تمنا کرده پس بدان زنده ایم و بدان خواهیم مرد خدا حافظ ای عشق ، ای یگانه من ای تنهایی و بی کسی های من خدا نگهدار... خدا حافظ.... رفته با بسیارها روی نشان بسیارها چه بی نشان مانده آتشی را روی پوشیده به خاکستر چه بسا خاکستر او را گشته بستر سلام عزیزم، دلم برات تنگ شده. دلم می خواد با تو باشم، کنارت باشم. دلم می خواد دستات تو دستام باشه در حالی که سرم رو می ذارم رو شونه هات. دلم می خواد تو چشای خوشگلت زل بزنم و دنیا تو این لحظه متوقف بشه برا همیشه. دلم می خواد تمام خیابون های شهر رو باهات قدم بزنم در حالی که از خودمون برا هم می گیم. دلم می خواد تو رستوران روی میز دستات رو بگیرم. دلم می خواد هر کی تو رستورانه از عشقی که به هم داریم حسودیش بشه. دلم می خواد بدونی از نظر من چقدر خوشگلی. دلم می خواد بدونی چقدر عاشقتم و دوستت دارم. دلم می خواد قلبم رو پیشت جا بزارم و دلت مال من باشه برا همیشه. دلم همه ی اینارو می خواد و از همه بیشتر تو رو
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا ایمیل داری
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !
کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می کنه
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی !
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
وقتی "اونو" میبینید دلت هری بریزه پایین !
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و
بخندی و ....... باز هم بخندی
اینها بهترین لحظههای زندگی هستند
زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد ...

به هیچ چیزی نمی ارزه اون نگاه پر فریبت![]()
از دو چشمای تو خوندم عاشقی سر نمیشه![]()
کاش می فهمیدم از اول جنس ابلیس سرشتت![]()
من خوش خیال ساده قوله حرفاتو می خوردم![]()
دیگه دنیای من و تو کم کمک رو به غروبه![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

سکوتی کردم چند لحظه به چشمهایش خیره شدم ،


دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقم ، عاشق یک عاشق واقعی ، عاشق تو.... 


عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری میکند ،


به عشق این لحظه های انتظار دوستت دارم....


به اندازه تمام لحظه های زندگی ام تا آخر عمرم عاشقم !


به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم ، دوستت دارم !


به عشق اینکه گاهی با تو و گهگاهی به یاد تو در زیر باران قدم میزنم عاشق بارانم


به عشق آمدن باران و به اندازه تمام قطره های باران دوستت دارم !


به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره میشوم ،


به اندازه تمام ستاره های آسمان دوستت دارم!


به عشق دیدنت بی قرارم ، حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات 

در دل ندارم،به اندازه تمام لحظه های بیقراری و دلتنگی دوستت دارم ...


من که عاشق چشمهایت هستم ، عاشق گرفتن دستهای مهربانت هستم ،


به عشق نگاه به آن چشمهای زیبایت دوستت دارم..


لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است ، آنگاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن

به شیرینی لحظه های عاشقی دوستت دارم !


من که تنها تو را دارم ، از تمام دار دنیا تنها تو را میخواهم ، تو تنها آرزویم هستی 


به اندازه تمام آرزوهایم که تنها تویی ، به اندازه دنیا که میخواهم دنیا نباشد و تنها تو 


برای من باشی ، به اندازه همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها به یاد تو ای 


عشق من ، ای بهترینم به عشق همه این عشقها دوستت دارم !


پرسیدم به جواب این سوال رسیدی؟


اینبار او سکوت کرد و اینبار او با چشمهای خیسش به چشمهایم خیره شد!


اشکهایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه همچنان ادامه داشت


و باز گفتم : به اندازه وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست دوستت دارم!

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

ولی در گوشه ای تنها نشستن
برای دیگران چون کوه بودن
ولی در چشم خود آرام شکستن
برای هر لبی شعری سرودن
ولی لبهای خود همواره بستن
به من هر دم نوای دل زند بانگ:
چه خوش باشد از این غمخانه رستن

![]()












زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ.
زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز.
زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز.
زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست،
زمان در گذر...

























| Design By : Pichak |













